درد
آتش درونم چنان شعله ور است که
سوز سرمای زمستان از من گریزان است
هرزه ها بر سر راهم می خشکد و
من همچنان در خودم آدم های به ظاهر انسان و
علف های هرز را می سوزانم
خاکسترش را
سنگفرشی برای فرداها می کنم
با قلمم در افکار فردا ها سیر می کنم
تا اهریمنان بدانند
داغ بی آب ماندن یک باغچه گل را
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۶/۲۶ ساعت 17:48 توسط raman
|