يوگا براي هزاره ي جديد
|
يوگا Yoga |
|
يوگا براي هزاره ي جديد
اشو
يوگا براي هزاره ي جديد
"يوگا علم ساكت ساختن آنچه بايد ساكت شود است يوگا علمي است كه آنچه را كه تو نيستي، از آنچه كه هستي جدا مي كند زماني كه لمحه اي از طبيعت خودت گرفتي، اين كه كيستي، تمام دنيا عوض مي شود. آنوقت مي تواني در دنيا زندگي كني و دنيا مزاحم تو نمي شود. چيزي كه هرگز حركت نمي كند، بي تغيير unchanging است.." از مجله ي اشوتايمز__نسخه ي آسيايي __دسامبر2000
---------------------------------------------------------------------------------------
محتوا1. آيا ذهن امروزي مي تواند يوگا تمرين كند؟ ص 3 2. توجه به ذهن ص 8 3 . نابودكردن كامل يا يوگا ص 13 4. دوباره زندگي كردن زخم هاي كودكي پراتي پراساو Prati prasav و درمان ازلي ص 16 5. يوگا يك درمان نيست، يك انضباط است ص 196. چرا يوگا از تخليه كردن عواطف سخني نمي گويد؟ ص 217. جاري شدن با درد! ص 23 8 . روي متضادها تامل كن ص 25 9. آيا يوگا فقط ژيمناستيك است؟ ص 2710. چرا يوگي جنگجو مي شود؟ ص 35 11. ارتباط چگونه ممكن است؟ ص 3812. يك هايكو ص 41 جمع 41 صفحه---------------------------------------------------------------------------------------------
8 - روي متضادها تامل كن Ponder on The Opposite
"وقتي كه ذهن توسط افكاري خطا مختل شده است،
اين روشي زيباست كه برايتان بسيار مفيد خواهد بود. تعادلي بياور. اگر ذهنت خشمگين است، مهر را واردش كن. در مورد مهرباني فكر كن و بلافاصله، آن انرژي عوض مي شود. زيرا اين ها يكي هستند: متضاد همان انرژي است. وقتي كه آن را وارد كني، جذب مي كند. خشم وجود دارد، روي مهرباني تعمق كن. يك كار كن: يك تنديس بودا را نگه دارد، زيرا آن تنديس، خودحالت مهرباني است. هروقت خشمگين مي شوي، به اتاقت برو، به آن بودا نگاه كن، همچون يك بودا بنشين و احساس مهرباني كن. ناگهان مي بيني كه تحولي در درونت رخ داد: خشم در حال تغيييركردن است، آن هيجان ازبين رفته است، مهرباني برمي خيزد. و اين انرژي متفاوتي نيست، امتحانش كن. اين سركوب نيست، به ياد داشته باش. مردم از من مي پرسند، "آيا پاتانجلي سركوبگر بوده است؟ زيرا وقتي من خشمگين هستم، اگر به مهرباني فكر كنم، آيا اين يك سركوب نخواهد بود؟" نه، اين متعالي كردن sublimation است، سركوبگري suppression نيست. اگر خشمگين باشي و خشمت را سركوب كني و به مهرباني هم فكر نكني، آنوقت سركوب است. تو آن را به پايين فشار مي دهي و لبخند مي زني و چنان نمايش مي دهي كه خشمگين نيستي __ و خشم در آنجا مي جوشد و مي غلد و آماده ي انفجار است. آنوقت سركوب است. نه، ما چيزي را سركوب نمي كنيم و لبخند يا هيچ چيز ديگري هم درست نمي كنيم. هر چيز متضاد يك قطب است. وقتي احساس نفرت داري، به عشق بينديش. وقتي خواهشي داري، به بي خواهشي desirelessness و به سكوتي كه با آن خواهد آمد بينديش. مورد هرچه كه باشد، تو متضادش را وارد كن و تماشا كن كه در درونت چه اتفاقي خواهد افتاد.
وقتي كه قلق knack آن را دانستي، مرشد Master شده اي. اينك كليد را داري: هرلحظه خشم مي تواند به مهر تبديل شود، هرلحظه نفرت مي تواند به عشق تبديل شود، هرلحظه اندوه مي تواند به شعف تبديل شود.
رنج مي تواند به سرور تبديل شود، زيرا همان انرژي سرور را دارد، انرژي تفاوتي ندارد.
و سركوب در كار نيست، زيرا تمامي انرژي خشم به مهر تبديل شده، چيزي براي
درواقع، همان را به صورت مهر بيان كرده اي.
اشو، يوگا: آلفا و امگا
|
